خرید بک لینک

به نام خدا

زندگی بسیار در تلاش است تا مرا با واقعیتهایی که از آنها بیاطلاعم روبهرو کند

و حتی با آنهایی که از وجودشان باخبرم ولی میخواهم نادیدهشان بگیرم.

این تلاش سخت زندگی برای این کار را درک نمیکنم...

برچسب: نویسنده: پرنیا نیکنام تاريخ: پنجشنبه 20 بهمن 1401 ساعت: 19:16

به نام خدادو روز عجیب، سخت و بسیار خستهکننده را گذراندم؛فقط دو روز... ولی انگار زمان برایم خیلی بیشتر از دو روز گذشته است،دو روز قدرت کافی برای اینکه اینقدر زیاد خستهام کند را ندارد.روز اول به قدری گیج و نا آرام و شکننده بودم که با هر قدمی که برمیداشتم، نیش تلخی در قلبم فرو میرفت؛تصمیم گرفتم خودم را افسرده نکنم،به خودم گفتم: "پاهایت را تکان بده و حرکت کن".گاهی حتی عمل کردن به یک تصمیم درست، سخت است و انرژی زیادی باید صرف شود، وقتی زمان تمام شد و برگشتم حس آدمی را داشتم که یک ارتش او را زیر پاهایشان له کردهاند.روز دوم دیگر گیج نبودم ولی خاصیت زمان این است که هرچه بیشتر میگذرد، بیشتر با تبعات اتفاقات رو به رو میشوی، بیشتر میترسی و تردید احاطهات میکند؛تصمیم گرفتم شجاعتم را جمع کنم و ادامه دهم،به خودم گفتم: "به مأمن آرامشتات برو".گاهی لازم است دست از فکر کردن برداریم، البته واژه درستتر آن نشخوار فکری است، مدام مدام مدام مرور کردن و دنبال اشتباهات و کجرفتها گشتن لزوماً به حصول نتیجه نمیانجامد.

برچسب: نویسنده: پرنیا نیکنام تاريخ: پنجشنبه 20 بهمن 1401 ساعت: 19:16

به نام خدا

هر قدر، انسان شریفتر و نجیبتر و حساستر باشد از جنایت دیگران بیشتر رنج میبرد،

و این دو علت دارد یکی اینکه خود را مستحق خیانت نمیبیند

و دیگر اینکه منتظر نیست که سایرین با او عملی کنند که خود او با سایرین نکرده است.

از کتاب: سه تفنگدار

نوشتهٔ الکساندر دوما

برچسب: نویسنده: پرنیا نیکنام تاريخ: پنجشنبه 20 بهمن 1401 ساعت: 19:16

صفحه بندی